هر موضوع و ایدهای ممکن است آسیبهایی برای فیلم در پی داشته باشد. یکی از مزایایِ پژوهش مشخص کردن آسیبهای احتمالی است. از هر موضوعی نمیتوان و نباید فیلم ساخت. موضوعهایی که شناخت کافی از آنها وجود ندارد از این دست هستند. کارگردانهای بسیاری معتقدند فیلم ساختن راجع به اتفاقات و مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره که در حال وقوع هستند، این خطر را به همراه دارند که فیلمِ نهایی، نمیتواند یک فیلم عمیق و چندلایه باشد. آنها معتقدند پرداختن به این اتفاقات برای فیلم ساختن بهتر است پس از گذشت مدتی از وقوع آن حوادث صورت پذیرد. گذشت زمان، تبعات مختلف هر اتفاق، حادثه و مسئله را نمایان میسازد. این باعث میشود فیلمساز بررسی عمیقتری نسبت به موضوع داشته باشد و پس از آن برای ساخت فیلم دوربین به دست گیرد. این نوع نگرش ممکن است استنباط شخصی این فیلمسازان باشد یا حتی به خصوصیات فردیِ آنها مربوط باشد. همهی کارگردانها بر اساس خصوصیات شخصی و ویژه خود فیلم میسازند. آیا شخصیت ما به گونهای است که در مورد مسئله و اتفاقی که در حال وقوع است و نتیجه قطعیِ آن مشخص نیست، اظهار نظر کنیم؟ نظر ما وقتی که حتی دلیل رخ دادن آن برای عموم معلوم نیست چگونه است؟ افرادی که ایدههای پیشنهادی در پیچینگ را بررسی میکنند به خوبی میدانند فیلم ساختن درباره مسائل روز و به خصوص بحرانها باید دارای چه خصوصیاتی باشند و کارگردان برای ساخت چنین فیلمهایی باید دارای چه ویژگیهایی باشد. برای مثال ارائه ایده و طرح ساخت فیلم دربارهیِ موضوعاتی که شناخت کافی راجع به آن وجود ندارد، این ریسک را به همراه خواهد داشت که تبدیل به یک فیلم سطحی گردد، چراکه به دلیل عدموجودِ شناخت کافی از موضوع، مانع طرح سوالات بیشتر و در نتیجه مانع عمیقتر شدن در آن برای یافتن پاسخِ سوالها میشود.